Amg-Fars.IR

شهدا کبوتر

شهید سید مجتبی حسینی

مسیر برگشت بچه ها ، تقریبا بسته شده بود؛
با پی ام پی (نفربر) خودمون را به نزدیک روستای الخوابی رساندیم ؛ تقریباً الخوابی هم سقوط کرده بود؛ دشمن با گلوله از ما استقبال می کرد؛ باطری بیسم اش تقریبا تمام شده بود! مجتبی ؛مجتبی؛ ابو علی !!
مجتبی جان خودتون را به منبع آب برسونید ما آنجا با پی ام پی (نفربر) منتظرتون هستیم .
صدای خش خش بیسیم بی رمقش آخرین جملات سید مجتبی را به سختی ما رساند؛ هنوز آخرین کلماتش که از گلوی خسته و تشنه اش می آمد تو گوشم می پیچد : حاجی ما محاصره شدیم …
از ۲۰ تا پرستو فقط ۳تامون سرپا هستیم.
ودیگر هیچ …
مجتبی ؛مجتبی ؛ ابو علی … مجتبی ؛مجتبی ؛ ابو علی … مجتبی ؛مجتبی؛ ابو علی …
سید مجتبی اگر صدای من را می شنوی شاسی بیسیم را فشار بده!
مجتبی ؛مجتبی؛ ابو علی …
مجتبی جان می دونم باطری بیسم ات شارژ نداره !
اگر صدای من را می شنوی شاسی بیسیم را فشار بده!
سید مجتبی جان اگر هنوز زنده ای شاسی بیسیم را فشار بده؛ سید مجتبی تو رو خدا شاسی را فشار بده …
از بالا دیدیم که تکفیری ها سید مجتبی را دوره کردن؛ رسیدن بهش؛ دیگه داشت اسیر می شد؛وقتی خوب دشمن دورش جمع شد درست همان لحظه ای که دشمن از به دام افتادن یکی از شیرمردان فاطمی خوشحال بود؛! سید مجتبی ضامن نارنجک ها رو ؛ رهاکرد …
تکه های گوشت بود که از آسمان مثل باران بر زمین می بارید…


شب عملیات سید مجتبی حسینی ، فرمانده دلاور گروهان تیپ قهرمان فاطمیون ، برای سلامتی بچه ها اسپند دود می کرد!


همان طور که بچه ها نشسته بودند ؛ سینه می زدند و عشق بازی با ارباب خود می کردند؛ سید مجتبی آتش اسپند را بالای سر تک تک بچه ها می گرداند و با دود معطرش؛ قربون و صدقه آنها می رفت ؛! ایکاش آن شب یک نفر اسپند را دور سر خودش هم می گرداند…

پ ن ؛
تاریخ شهادت : ۱۳۹۴/۲/۱
#مدافعان_حرم
#تیپ_فاطمیون
#شهید_سید_مجتبی_حسینی
#الهی_به_حق_این_شهدا
#اللهم_ارزقنا_توفیق_الشهادة
#به_اميد_نگٰــاهي
#لشکر_فاطمیون
#مدافعان_حرم


?? Http://instagram.com/Hajghasem.ir
? http://telegram.me/jahadibot
? http://telegram.me/mantaghe_tahavolat


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.